آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

20 ماه شدي

1391/11/6 11:09
نویسنده : شهرزاد
387 بازدید
اشتراک گذاری

امروز شما 20 ماهه ميشي

چقدر زود ميگذره

6 خرداد

تو بيمارستان صارم

درد زايمان طبيعي و راه رفتن مرتب تو فضاي بيمارستان با کلي دستگاه که بهم وصل بود

حس به دنيا اومدن تو بعد از 12 ساعت درد

9 ماه بارداري و سرکار  و دانشگاه رفتن

از 6 روزگي تو تنها بودن

11 ماه تحمل بيخوابي شبانه تو

و بعد جستجو براي پيدا کردن دليل اختلال تکامل تو

ياداوريشم زجر و عذابه

و ناخوداگاه گريه

خدايا

هرچقدر فکر ميکنم و ياداوري ميکنم

فقط سختيه

فقط

يعني روز خوش من فقط 2 روز

انصاف نيست

عدالت نيست

خداي من

چگونه و چطوري بگم

که خسته ام

و تمام وجودم پر از معما و سوال

تمام بودنم منتهي به اشک هاي روزانه و شبانه و گاه و بيگاهم است و بس

خدايا

مگر نميگويي دعاي پدر و مادر در حق فرزند مستجاب است

پس استجابت کن

خدايا بس نيست

19 ماه پشت سرهم سختي و فشار

براي مادر 23 ساله بس نيست

 

فقط همـــــــــــــــــــين!

الهي و ربي من لي غيرک

خدايا من جز تو کسي رو ندارم....

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

مامان مریم
6 بهمن 91 12:31
شما دختر خیلی نازی دارین...نگرانش نباشین به دلم افتاده که خوب خوب میشه...توکلتونو فراموش نکنین...ببوسینش عسلکو


مرسي عزيز دلم
شما لطف داري
روي ماهتونو ميبوسم
هدی مامان مبین
7 بهمن 91 8:21
زینب عزیزم...
من مطمئنم مشکل آنیتا حل شدنیه..کمی صبر...که توی حرف آسونه...ولی ان شاالله چنان خستگی این روزا از تنت در میاد که دلت آروم میشه...اونم روز عروس کردن پرنسسته....
برای دخترعموم دعا کن...خدا بهش صبر بده...پسرش دقیقا همسن بچه های ماست و سندروم داون داره...فقط برای یه جهش کروموزومی...


وای هدی چقدر ناراحت شدم
الهی بمیرم برای دل مادرش
باید یه عمر به پای این بچه بسازه بسوزه
اخرشم اونی که میخواد نمیشه
اما درمورد آنیتا هم تنها دعام اینه
نکنه خدایی نکرده آینده تاریکتر از الانم باشه
فقط خدا میدونه عاقبت ما چه خواهد شد و بس
مامان پرنیان وپارمیس
7 بهمن 91 14:38
20ماهه شدنت مبارک گل خانم مامانی مهربون صبورباش عزیزم وتوکلت به خداباشه همش بگوراضیم به رضای تووامیدت وازدست نده انشاالله که دخترگلم زودترسلامتیشوبدست میاره.


مرسی گلم
کاش میشد همیشه همینایی که میگی بگم
ولی یه روزایی دیگه کنترلم دست خودم نیست...
خدایا منو ببخش
شامیتا مامان تینا
7 بهمن 91 16:37
عزیزم امیدوارم به تمامی سختیهایی که دیدی خدا وند با خبر های خوش و زندگی مملو از موفقیت خودت و آنیتا جبران کنه

خدارو شکر که آنیتا پیشرفت خوبی داشته

ایشالله روزی میرسه که میایی مینویسی که کاملاااا خوب شده

اون روز دور نیست




مرسی گل من
امیدوارم خدا به دعای شما دوستای مهربونم که شده زودتر ورق خوشی ما رو نشون بده
اصلا دوست ندارم روزایی که من دارم برای یه لحظه حتی یه لحظه برای کسی پیش بیاد.روزای سخت و تلخی رو داریم میگذرونیم ...برام دعا کن شامیتا
صدف
11 بهمن 91 15:04
به خدا درست میشه ، صبر داشته باش فقط صبر . بمیرم برای دلت به خدا احساست رو درک میکنم



مرسي صدف جان
همينکه درکم ميکني
خوبه
چون ميدونم حداقل ميدونيد چي ميکشيد
سعیده
12 بهمن 91 9:00
دوست گلم توکلت به خدا باشه و برای پیشرفتهای آنیتا شکر گذار باش و این فکرهای بد رو دور بریز.........چرا میگی فقط روز بد داشتی به روزهایی فکر کن که آنیتا پیشرفت داشت و تو ذوق زده برامون نوشتی.......روزی که روی پاهاش ایستاد و فقط خدا رو شکر کن


خداروشکر...
دوستم مرسي
شادي
13 بهمن 91 3:22
مستانه اين روزها ، دعاي من شده سلامتي انيتا .
دعا ميكنم از ته ته دلم .

و ايمان دارم كه به زودي زود خوب ميشه .
اميان دارم !


مرسی شادی عزیزم
میدونم که دعاهای شما دوست ک نه خواهرای گلم
پیش خدا عزیزتره
امیدوارم همیشه دلت شاد باشه و بهار زندگیت سر سبز و سلامت
شادي
13 بهمن 91 3:24
راستي !
عكس بزار از انيتا .
دلم براش شده يه ذره ...

منتظرم .


باشه گلم
مرسی
امتحانام تموم شده حسابی عکس میذارم.
مونایی
27 اسفند 91 2:12
زینب عزیزم ....................
من هم يك مادر
19 فروردین 92 10:59
سلام زينب جان مامان آنيتا كوچولوي ناز
امروز اتفاقي وبلاگتون را ديدم عزيزم خيلي غمگيني، من هم يك مادر از جمع مادراني كه با مشكلات دلبندشون زندگي ميكنن هستم، وبلاگتو از ابتدا تا انتها خوندم خواستم چند جا نظر بذارم اما اينجا را از همه مناسب تر ديدم، اونجا كه تو جواب هدي نوشتي:
"وای هدی چقدر ناراحت شدم
الهی بمیرم برای دل مادرش
باید یه عمر به پای این بچه بسازه بسوزه
اخرشم اونی که میخواد نمیشه
اما درمورد آنیتا هم تنها دعام اینه
نکنه خدایی نکرده آینده تاریکتر از الانم باشه
فقط خدا میدونه عاقبت ما چه خواهد شد و بس"

مصر شدم نظر بدم عزيزم اين فرزند هر نقصي داشته باشه بازم از وجود ماست و ما به اون عشق مي ورزيم نه اينكه بسوزيم و بسازيم....
زينب جان نوشته بودي فقط 2 روز خوشي!!!
برات بگم عزيزم تا ماه 5 ام بارداري من همه چيز عالي بود آزمايشات NT و ... نتيجه اش عالي بود سونوي سلامت بي نقص بود تا ماه 7 ام كه در سونوگرافي بطور اتفاقي با پديده اي عجيب برخورد نموديم؛ جنين دچار جهش ژنتيكي شده بوده كه تازه در ماه 7 ام نمود پيدا كرد بصورت توده اي در قلب جنين از آن لحظه تمام خوشي هايم متفات شد. الان دختر من يكساله شده و با مشكلات متعددي دست به گريبان است.
عزيزم بخش عمده اي از اين لحظاتي رو كه داشتي تجربه كردم بغير كار درماني كه بزودي دركت ميكنم اينقدر خودت، همسر و خانواده ات از همه مهمتر آنيتا رو غمگين نكن.
پيشنهاد ميدم با دوستايي كه همدردت هستند يك جمعي كلوپي چيزي تشكيل بده و با هم همدردي كنيد و از تجربه هاي هم ياد بگيريد
من هم در خدمتم
استوار باش چون من و تو و مادراني از قبيل ما اينقدر در درگاه پروردگار لايق و توانا تشخيص داده شده اند كه اين گل هاي زيبا كه نيازمند مراقبت ويژه هستند را به ما سپرده اند پس از اين هديه الهي بخوبي و با جان و دل مراقبت كنيم وشاد باشيم تا گل هاي ما لذت شادي ها درك كنند و براي اينده آنها با درك واقعيت توانايي آنها برنامه ريزي كنيم
با آرزوي موفقيت
خيلي دوست دارد باهات صحبت كنم

عزیزم سلام
مرسی از مطلبی که برام نوشتی
دقیقا شبی اومدم وبلاگ بنویسم که حالم خیلی خرابه
با خوندن مطلبت یه مقدار اروم شدم
ولی دست خودم نیست
اینگار عزمم رو جزم کردم با زندگی بجنگم
رمز هم رو چشمم
اگه دوست داشتی خوشحال میشم باهم در ارتباط باشیم



برات میل میکنم

من هم يك مادر
21 فروردین 92 9:37
زينب جان

خوشحال ميشم باهم بيشتر آشنا شيم شايد علاوه بر تسكين هم تجربه هامون بدرد هم بخوره.

راستي تو آخرين پستت خوندم آنيتا جون تشنج كرده، تشنج ناشي از تب ياعلت ديگه اي داره؟

خيلي مراقب خودت و آنيتا باش

دكترش در جريانه چي ميگه؟

داروش چيه؟

من دخترم را مي برم پيش دكتر انوري خيلي راضيم بخصوص تو كنترل تشنج ها خواستي

زودتر بهم ايميل بده شايد بتونم كمكي بكنم

منتظرم



عزیزم یه میل بذار یا شمارتو برام میل کن
ایمیل من:karimaneh_mehr@yahoo.com

مهرنگ
25 مرداد 92 15:07
سلام مامان آنیتا.خیلی وقته وبلاگتون رو دنبال میکنم.من هم مادرم و می دونم چی میکشید وقتی درد آنیتا رو می بینید قوی باشید انشالله که نتیجه میبینید.اگه مایل باشید خواستم شما رو لینک کنم


سلام گلم
ممنون
برامون دعا کن
خواهش میکنم گلم لینک کن
شقایق
19 خرداد 93 9:02
سلام عزیزم چند وقتیه که با وبتون اشنا شدم و از اولش خوندم و چقدر برای انیتا عزیزم دعا کردم ایشالا که خدا به معصومیت نگاه کنه و به قلب پاک و بزرگ و صبور شما و بابا شهرام امیدوارم هر چه زودتر شاهد سلامتی و حرکت دختر کوچولوی نازتون باشه ایشالا به یمن قدم مبارک خواهرش انیتا پر از نشاط بشه الهی آمین اگر منو قابل دوستی میدونید بهم خبر بدید همدیگرو لینک کنیم
شهرزاد
پاسخ
سلام عزیزم خوبی ؟ مرسی لطف داری شما ممنون که برامون دعا میکنی واقعا احتیاج دارم انشالله که اینطور بشه و بعد اومدن این دخمل خانوم انیتا حالش بهتر شه
فریده
27 مرداد 93 3:14
سلام ده روزی میشه وبلاگتونو دیدم اتفاقی عزیزم از ته دلم هر روز دعا میکنم برای سلامتی انیتای عزیزم یه مدته چیزی ننوشتی نینیت متولد شده انشااله حال هر دوتون خوب باشه ما را بیخبر نذار
شهرزاد
پاسخ
مرسی فریده جان التماس دعا